السيد محمد حسين الطهراني
80
رساله بديعه در تفسير آيه الرجال قوامون على النساء ... (فارسى)
ديگرى هستند » ؛ كه دلالت بر اين دارد كه اعطاء اجر به عامل مترتّب و موقوف بر عمل است بدون تفاوت در اين مقام كه عامل مرد باشد يا زن ، كه آنها از جنس واحدى هستند و در اين موضوع ، جنسيّت مردى و زنى مطرح و مورد نظر نخواهد بود . و در موضوع مورد بحث ، آيه دلالت مىكند بر اينكه : قيام به امر ( قيموميّت ) براى مرد به علّت لياقت و استحقاق او به اين مقام است ، و اين موضوع او را به جنس برترى از جنس زن بالا نمىبرد ، بلكه هر دو طائفه از جنس واحدى هستند . اما اينكه گفته مىشود : اين تعبير براى ابهام است و اشاره به اين دارد كه بعضى از زنان برتر از بسيارى از مردانند ، صحيح نيست و پايهاى ندارد . مضافاً بر اينكه خداوند متعال در آيه سابقه بهنگام نهى زنان درخواست بعضى از برتريهاى مردان در بعضى امور مثل ارث اينطور تعبير فرموده كه : « وَ لا تَتَمَنَّوْا ما فَضَّلَ اللَّهُ بِهِ بَعْضَكُمْ عَلى بَعْضٍ لِلرِّجالِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبُوا وَ لِلنِّساءِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبْنَ وَ سْئَلُوا اللَّهَ مِنْ فَضْلِهِ إِنَّ اللَّهَ كانَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيماً . » « 1 » « از خداوند درخواست برترىهائى را كه به بعضى ( مردان ) بر بعضى ديگر ( زنان ) داده شده ننمائيد هر كدام از مردان و زنان به همان اندازه بهره دارند كه بكوشند ، و هميشه از خداوند طلب فضل و بخشش را بنمائيد بدرستيكه او به هر چيزى داناست . » پس « بَعْضَكُمْ » را بجاى مردان و « بَعْضٍ » را به جاى زنان قرار داده ، و مسئله در موضوع بحث ما همچنين است . و برابرى و تساوى مرد و زن در مقام جنس و هويّت منافاتى با برترى بعضى از زنان در اثر تربيت و به ظهور رسيدن قوا و استعدادات بر بسيارى از مردان ندارد . نكته ششم : اينكه گفته خداوند : « فَالصَّالِحاتُ قانِتاتٌ » فرع بر مقدّمه آيه واقع
--> ( 1 ) آيه 32 از سوره 4 نساء